السيد حامد النقوي
123
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
بغيرهم ؟ ، پس صحابهء غير روات زياده از ايشان هم باشد . و هر گاه كتاب « اسد الغابة » كه جامع بسيارى از تصانيف متقدمين است ، و همچنين كتاب « الإصابة » ، كه منتهاى مساعى علماى سنيه در جمع اسماء صحابه است ، حاوى جميع صحابه نباشد ، پس از عدم ذكر حارث در كتب سابقه مثل تصانيف ابن منده ، و أبو نعيم ، و حافظ ابو موسى ، و ابن عبد البر ، كه بسيارى از اسماء صحابه كه در « اصابه » مذكور است ، نيز در آن مذكور نشده ، فكيف بغيرها ؟ استدلال بر سلب صحابيت حارث نتوان كرد ، و بنابر مزعوم باطل ابن تيميه لازم مىآيد كه اين همه صحابه ، كه ابن حجر عسقلانى بفحص بالغ و تجسس تام اسماءشان پيدا كرده ، و در كتب سابقه مذكور نشدهاند ، از صحابه نباشند ، و عدم ذكرشان دلالت كند بر آنكه براى اين صحابه در هيچ روايتى از روايات ( و لو كانت ضعيفه ) ذكر نيامده و ايشان از صحابه نبودند . بالجمله استدلال بعدم ذكر حارث در كتب صحابه ، بر عدم مذكور شدن حارث در روايتى از روايات ، و اگر چه آن روايت ضعيف هم باشد دليل كمال اغفال و اهمال ، و برهان كمال اختلال حواس است . سبحان اللَّه ! ابن تيميه بزعم اندك وهن و قصور در استدلالات أهل حق ، چها تشنيعات كه بر نمىانگيزد ، و چها تطويلات كه به كار نمىبرد ! ؟ و خود بچنين استدلال باطل و بىاصل ، كه أصلا بقانون هيچ علمى نمى ماند ، و مخالف تصريحات و افادات اكابر و أعاظم علماى سنيه ، و خلاف بداهت و صراحت است دست مىاندازد !